الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
37
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
رنجى كه دربارهء ما به او رسيده است خداوند رنج و زحمت را روز قيامت از روى او بگرداند و ايمن كند او را از غضب خودش و از آتش » . ( 1 ) حديث دوازدهم به سند متّصل از شيخ صدوق از پدرش از عبد الله جعفر حميرى از احمد بن اسحاق بن سعد از بكر بن محمّد ازدى از ابى عبد الله عليه السّلام كه به فضيل فرمود : « آيا مىنشينيد و حديث ما مىگوييد ؟ گفت : آرى فدايت شوم . فرمود : اين مجالس را دوست مىدارم ، پس امر ما را احيا كنيد . اى فضيل خداوند رحمت كند كسى كه امر ما را احياء كند ، اى فضيل هر كس ياد ما كند يا نزد او ياد ما كنند پس از چشمش به اندازهء بال مگسى اشك بيرون آيد خداوند گناهان او را بيامرزد هر چند مانند كف درياها باشد » . ( 2 ) حديث سيزدهم به اسناد خود از شيخ صدوق به اسنادش از ابى عمارهء منشد از ابى عبد الله عليه السّلام كه گفت به من : « اى ابا عماره شعرى در رثاى حسين بن على عليهما السّلام براى من بخوان . گفت : من خواندم . آن حضرت بگريست ، بازخواندم باز بگريست ، سوگند به خدا كه پيوسته شعر خواندم و آن حضرت مىگريست تا صداى گريه را از اندرون خانه هم شنيدم . پس فرمود : اى ابا عماره هر كس دربارهء حسين بن على عليه السّلام شعرى بخواند و پنجاه نفر را بگرياند بهشت از براى او است و هر كس دربارهء حسين عليه السّلام شعرى بخواند و سى نفر را بگرياند بهشت از براى اوست و هر كس درباره حسين عليه السّلام شعرى بخواند و بيست نفر را بگرياند بهشت از براى اوست و هر كس درباره حسين عليه السّلام شعرى بخواند و ده نفر را بگرياند بهشت از براى و هركس دربارهء حسين عليه السّلام شعر بخواند و يك نفر را بگرياند بهشت از براى اوست و هر كس دربارهء حسين عليه السّلام شعر بخواند و تباكى كند يعنى خود را گريان نمايد بهشت از براى اوست » . ( 3 ) حديث چهاردهم به سند متّصل از جعفر بن قولويه از هارون بن موسى تلعكبرى از محمّد بن عمر بن عبد العزيز كشّى از نصر بن صبّاح از ابن عيسى از يحيى بن عمران از محمّد بن سنان از زيد شحّام كه گفت : « نزد ابى عبد الله عليه السّلام بوديم با جماعتى از اهل كوفه پس جعفر بن عفّان بر آن حضرت در آمد ، او را نزديك خود خواند آنگاه گفت : اى جعفر ! گفت : لبّيك خدا مرا فداى تو